کنکور اندیشمندانه با
موسسه آموزشی اندیشه

اخبار موسسه اندیشه

اخبار- موسسه علمی آموزشی اندیشه
نکته 17 تا 25
نکته 17 تا 25 نكتۀ هفدهم تأثیر نماز بر وسواس های فكری حدیث از امام صادق (ع): شیطان، به وسیلۀ وسواس نمی تواند بر ضرر بندۀ خدا كاری بكند، مگر آن كه بنده از یاد خدا اعراض كرده باشد.  «وسواس (Obsession) از قدیمی ترین اختلالات شناخته شدۀ روانی است كه بین مردم از شیوع نسبتاً بالائی (حدود دو درصد جامعه) برخوردار است  وسواس را امروزه در دو عنوان كلی «وسواس فكری» (مانند احتیاط یا تنفر مربوط ...
تاریخ ایجاد : ۱۳۹۴/۰۶/۰۷ آخرین بروزرسانی: ۱۳۹۸/۰۸/۲۱ تعداد بازدید: 7980

نکته 17 تا 25

نكتۀ هفدهم
تأثیر نماز بر وسواس های فكری
حدیث از امام صادق (ع): شیطان، به وسیلۀ وسواس نمی تواند بر ضرر بندۀ خدا كاری بكند، مگر آن كه بنده از یاد خدا اعراض كرده باشد. 
«وسواس (Obsession) از قدیمی ترین اختلالات شناخته شدۀ روانی است كه بین مردم از شیوع نسبتاً بالائی (حدود دو درصد جامعه) برخوردار است  وسواس را امروزه در دو عنوان كلی «وسواس فكری» (مانند احتیاط یا تنفر مربوط به ترشحات و مواد دفعی بدن، ترس از وقوع اتفاقات وحشتناك مثل آتش سوزی و مرگ و...) و «وسواس عملی » (مانند شست وشوی دست، استحمام، آرایش مفرط، امتحان درها و قفلها، مرتب و منظم كردن، احتكار و جمع آوری و...) طبقه بندی می كنند. 
موضوع سخن امروز ما «وسواس فكری است» كه می تواند مشكلات متعدد و مسایل آزاردهندۀ بسیاری را برای شخص مبتلا و اطرافیانش به همراه داشته باشد. در این حالت شخص مبتلا ممكن است تصاویری ذهنی به شكل صحنه های وحشتناك و ناراحت كنندۀ بسیاری داشته باشد كه هرچه بیمار سعی در مقاومت در مقابل آنها دارد، نمی تواند از آنها خلاص شود این وسوسۀ فكری از موضوعات بسیار كلی مانند سوال ذهنی درباره اینكه: چه كسی خدا را آفریده؟ هدف از زندگی چیست؟ و... گرفته تا افكار گناه آلودۀ جنسی و ترسهای مرضی و ... متفاوت است و تقریبا همه این افكار بیمار را در وضعیت وحشتناكی قرار می دهند.
اما درست برخلاف آنچه كه در مورد شخصیتهایی مثل «جان بانی یان» (خطیب و مؤلف انگلیسی در قرن هفدهم) كه به شدت از افكار وسواسی در ارتباط با خدا و مذهب رنج می برد، به نظر می رسد، مذهب و شكوهمندترین جلوۀ آن یعنی «نماز» می توانند در زدودن وسواس فكری نقش بسیار مهمی بازی كنند.
گواه این موضوع نیز یادآوری این مساله است كه در منابع اسلامی وسواس پدیده شناخته شده ایست و به آن به عنوان «وسواسه ای از سوی شیطان» اشاره می شود. به عنوان مثال در كتاب اصول كافی (باب عقل و جهل) آمده است: «درنزد امام صادق (ع) شخصی را به عقل و درایت نام بردند و گفتند او وسواس دارد، حضرت فرمود: چگونه عاقل است كه شیطان را اطاعت می كند؟
در این مورد حتی منابع اسلامی از قول معصومین (ع) روشهای متعددی را برای پیشگیری و درمان وسواس پیشنهاد كرده اند، كه از آن جمله بهره از ادعیه و اذكار خاصی از جمله (لا اله الا ا...) و (لا حول ولا قوة الا با...) می باشد كه در حقیقت ماحصل همۀ ان روشها را می توان در "ذكر خدا" خلاصه كرد.
در منابع علمی جدید، برای متوقف كردن افكار وسواسی، علاوه بر درمانهای دارویی و حتی قبل از آن درمانها، از روشهای خاصی استفاده می شود كه مهمترین آنها روش "توقیف فكر" نام دارد و بدین ترتیب است كه از بیمار خواسته می شود كه به طور عمد افكار وسواسی خود را آزاد بگذارد و در این بین ناگهان درمانگر با صدای بلند و بیزار كننده، فریاد می زند: ایست!؟! به نظر می رسد این عمل جریان فكر وسواسی را متوقف می كند. 
با این وصف برخی از اذكار و توجهات حین نماز نه تنها به این قبیل روشها قابل مقایسه نیست، بلكه بسیار مؤثرتر به نظر می رسد.
استفاده زبان و ذهن از ذكر "غیرالمغضوب علیهم و الضالین" كه جدائی راه مؤمن را از ابلیس و شیطان نشان می دهد دست كم ده بار، طی نمازهای یومیه و فیض بردن از سورۀ مباركۀ "ناس" بعد از حمد، بخصوص توجه آیات شریفه "من شر وسواس الخنّاس" "الذی یوسوس فی الصدور الناس" به عنوان عواملی قدرتمند در توقف افكار وسواسی مطرحند.
همان طور كه اشاره شده ائمه معصوم (ع) كه پزشكان حقیقی بشرند، برای دوری از وسواس "ذكر خدا" را پیشنهاد كرده اند و این فرمان الهی است كه "برای ذكر من نماز را به پا دارید" (اُقم الصلوة لذكری).
نكتۀ هیجدهم
تأثیر نماز بر وسواس های عملی
در شماره گذشته از تأثیر نماز بر وسواس فكری سخن گفتیم و اینك به نكته ای پیرامون وسواس عملی می پردازیم كه نمونه های آشنای زیادی ازآن را می توان در جامعۀ اطراف پیدا كرد. از جمله این نمونه ها می توان به افرادی اشاره كرد كه گرایش به انجام مكرّر فعالیتهایی معین مثل شستشو و نظافت دارند و حتی پس از بارها شستشو و آب كشیدن همچنان نسبت به پاك شدن شی مورد نظافت شك دارند! یا كسانی كه هیچوقت از مؤثر بودن استحمام یا صحت غسلهایشان مطمئن نیستند،  و یا خانمهاییكه به شكل مبالغه امیز آرایش می كنند یا لباسی را بارها می پوشند و در می آوردند. اما سرانجام باز هم نسبت به زیبا شدن خود شك دارند! یا افرادی كه میل نامعقول و اجباری نسبت به شمارش یا جمع آوری اشیاء یا مرتب و منظم بودن افراطی و غیرمنتظره دارند یا كسانی كه در مورد این كه آیا فلان كار را انجام داده اند (مثلاً كلید برق را خاموش كرده اند؟ یا شیر آب و گاز را بسته اند؟) دائماً دو دل هستند و...
با این كه نقل سرگذشت های بامزه این قبیل افراد نمونه های برجسته ای از ادبیات طنز دنیا را به خود اختصاص می دهد و یا حتی عدّه ای از شخصیتهای علمی جهان را مبتلا به این بیماری دانسته اند امّا روشن است كه زندگی این قبیل افراد برای خود و اطرافیانشان گاهی تا حد غیر قابل تحمل و ناراحت كننده می شود. و بدین ترتیب لزوم توجه خاص به منظور رفع این عارضه و مقابله با آن از مباحث ویژۀ روانشناسی و روانپزشكی امروز به شمار می آید.
بخصوص كه وسواس (فكری و عملی) در ارتباط نزدیك با بیماریهای دیگر روانی نیز می باشد. بعنوان مثال: معلوم شده است كه یك پنجم از موارد حالتهای وسواسی نشانه های افسردگی و یك هشتم نشانه های اضطرابی دارند. 
علیرغم این كه اسلام، آیین نظم و ترتیب و مسلك پاكیزگی و طهارت است، اما آنچه كه كار به افراط و مبالغه می كشد و پدیده ای از "عدل" دور می گردد، اسلام (بخصوص تشیّع) آن پدیده را مذموم تلقی می نماید و برای نزدیك نمودن آن به تعادل راه حل عملی پیشنهاد می كند. از جمله این افراط ها "وسواس" است.  كه گفتیم به عنوان وسوسه ای از سوی شیطان در تعالیم اسلامی نام برده می شود و بخش قابل توجهی از تعالیم اسلامی و بخصوص نمود برجستۀ آن یعنی "نماز" به زدودن و وسواس از زندگی انسانها اختصاص دارد.
چنانچه مروری بر آداب طهارت در رساله های فقهی علماء، شیعه داشته باشیم، متوجه می شویم، كه بسیاری از دستورات توجه به شك های وسواس آمیز در مورد طهارت جسم یا لباس را باطل اعلام كرده اند، مثلاً اگر شخصی شك كند كه وضویش باطل شده یا نشده است، باید بنا را بر باطل نشدن آن بگذارد، یا آن كه اگر شك كند لباسش نجس یا پاك است بنا را بر پاك بودن لباس می گذارد.
این دستورات در آداب نماز نیز به همین گونه است، بعنوان مثال از جمله شكیاتی كه هرگز نباید بدان اعتنا نمود، شك كثیرالشك (كسی كه زیاد شك می كند) است. یا این كه در بسیاری از سایر شكیات نماز (مثلاً شك بین 3 و 4 ركعت) باید برای پرهیز از وسواس بنا را به یك طرف شك گذاشت و بدان عمل نمود.
بدین ترتیب آموزشهای نماز، بسی قدرتمندتر از روشهای معمول در علم غرب (مثل روش حساسیت زدایی تدریجی) در زدودن وسواس مطرحند، چرا كه انسان نمازگزاری كه در شبانه روز بارها به تعالیم ضد وسواس توأم با نماز گردن می نهد، در زندگی روزمرۀ خود، قطعاًَ دور از وسواس خواهد زیست.
نكتۀ نوزدهم
تأثیر نماز بر شیوع خودكشی
(وَ استعینُوا بالصَّبرِ و الصّلوة...) سورۀ مباركۀ بقره آیات شریف 45 و 153
قدمت "خودكشی" به اندازۀ قدمت خود انسان است. در سراسر تاریخ مكتوب بشر، به اقدام انسان برای از میان بردن خود اشاره شده است  كه از آن جمله می توان به داستان خودكشی "آژاكس" در ایلیارد هومر اشاره كرد.
تقریباً هیچ جامعه ای را نمی توان یافت كه اقدام به خودكشی در آن بوقوع نپیوندد. توجه كنید كه "اقدام به خودكشی" با "خودكشی موفق" تا حدودی متفاوت است، بعنوان مثال ثابت شده است كه خودكشی های جدی و مصمم كه معمولا از روشهای جدی و خشونت آمیز (مثل پرت كردن خود از ساختمانهای مرتفع، پریدن زیر قطار، حل آویز كردن، بریدن رگ یا استفاده از گلوله و...) صورت می گیرد، عمدتاً در مردها و در سنین بالا و با موفقیت بوقوع می پیوندد.
در عوض "اقدام به خودكشی" به شیوۀ تهدیدآمیز یا نمایشی و با استفاده از روشهای كم خطر تر مثل مصرف دارو، بیشتر در خانمها و در سنین جوانی شایع است و كمتر به موفقیت می انجامد. هر چند كه در موارد تهدید و اقدام نمایشی به خودكشی نیز باید مسأله را كاملا جدی گرفت. چرا كه 70 تا 80 درصد كسانی كه خودكشی موفق می كنند، قبلا نیت خود را با كسی در میان گذاشته اند كه البته مورد توجه قرار نگرفته است. 
در هر صورت آن چه كه برای ما مهم است، دلایل اقدام به خودكشی  یا خودكشی موفق است كه عمدتا به سه گروه تقسیم می شوند
زمینه های روانی 2- زمینه های اجتماعی 3- بحرانهای شخصی و اتفاقاتی كه ایجاد فشار روانی می كنند.
دربارۀ زمینۀ روانی، یك بررسی آماری در آمریكا پیرامون خودكشی نشان داده است كه: 72 درصد خودكشی های موفق به علت بیماری افسردگی، 13 درصد به علت می بارگی (الكلیسم)، 8 درصد به علت سایر بیماریهای روانی و 7 درصد بدون هیچ زمینۀ قبلی یا بیماری روانی خاص بوقوع پیوسته اند. بررسیهای مشابه وجود اختلالات شخصیت توأم با اعتیاد به الكل و یا مواد مخدر را در اقدام كنندگان به خودكشی و كسانی كه موفق به خودكشی می شوند نشان می دهد.
اما از جملۀ زمینه های اجتماعی مؤثر در خودكشی، به انزوای اجتماعی (ناشی از پیری، بازنشستگی، تغییر منزل و گسستن پیوند از خانواده و...) اشاره شده است. بعنوان مثال آسیب پذیرترین گروه مردان پیری شناخته شده اند كه بر اثر بازنشستگی ار كار و تقلیل روابط اجتماعی و كم شدن یا از دست دادن درآمد در آنها باعث ایجاد احساس از دست دادن موقعیت در جامعه و فقدان هدف در زندگی فردی شده اتس كه ممكن است منجر به احساس بی ارزشی و افسردگی گردد و در نهایت به خودكشی منجر شود.
در میان بحرانهای شخصی (سومین گروه) نیز فشارهای روانی ناشی از داغدیدگی، فشار مالی و قانونی و وجود بیماری در خانواده حائز اهمیت بیشتری شناخته شده اند. 
با مرور كلی و گذرایی كه بر عوامل ایجاد خودكشی انجام دادیم، نقش "نماز" در تخفیف یا از بین بردن كامل هر یك از عوامل قابل بررسی است. دربارۀ تأثیر ایمان و "نماز" بر زمینه های روانی، می توانیم به تأثیر عمدۀ نماز در زدودن افسردگی و ایجاد امید و انگیزه زندگی در افراد اشاره نمود و این غیر از عوامل درونی و ناقل های عصبی شیمیایی ضد افسردگی است كه توسط نماز فعال می شود و ما در نكتۀ دوم از این مجموعه مقالات بدان اشاره نموده ایم.
بعلاوه واضح است كه نمازگزار واقعی را با "می و افیون" (كه عوامل محرك دیگری در تحریك به خودكشی هستند)، میانه ای نیست. در مورد تأثیر نماز بر رفع اختلالات شخصیت نیز در آینده طی چند نكته سخن خواهیم گفت.
اما در زمینه های اجتماعی از جمله انزوای سالخوردگان نیز تأثیر نماز نمود بارزی دارد، دیدگاه معنوی و آخرت گرای نمازگزار سبب می شود، كه به دوران پیری خویش، بعنوان فرصتی از آخرین فرصتها برای تجدید میثاق با پروردگار خویش و توبه و رهایی از گناهان بنگرد و درست به همین دلیل است كه پای ثابت مسجدهای ما را پیران و خردمندان تشكیل می دهند.
گو این كه جامعۀ اسلامی و نمازگزار روابط توأم با احترام و ارزش را با این گروه افراد بواسطۀ سابقۀ اسلامشان از ضروریات می داند.
اما در بُعد بحرانهای شخصی، مثلاً در مورد داغدیدگی، باز هم دیدگاه معادنگر و تكرار "مالك یوم الدین" توسط نمازگزار او را به طور كلی، حتی از فكر خودكشی نیز دور می سازد. چرا كه دیدگاه معادنگر نمازگزار سخن مولای متقیان جهان حضرت علی (ع) را به یاد می آورد كه فرمودند: "گمان كنید این شخصی كه مرده است، به مسافرتی دور و دراز رفته است و اگر روزی او از سفر باز نگردد، شما برای دیدارش به همان سفر دور و دراز خواهید رفت"
به این ترتیب واكنش نشان دادن در مقابل داغدیدگی و سایر بحرانهای شخصی، آن هم به شكل خودكشی در مورد مسلمان نمازگزار به كلی بعید به نظر می رسد. بخصوص كه "صبر و صلوة" قدرتمندترین دستاویزهای انسان در بحرانهای زندگی، به حساب می آیند. به قول رهبر عظیم الشأن انقلاب: انسان در هر شرایطی به نماز محتاج است و در عرصه های خطر محتاج تر".
نكتۀ بیستم
تأثیر نماز بر انحرافات جنسی
ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنكر سورۀ مباركه عنكبوت آیه 45
انحرافات جنسی از دردناك ترین مشكلات بشر در آستانۀ قرن بیست و یكم است. بررسیهای كینزی در سال 1948 نشان داد كه از هر 100 مرد آمریكایی 4 مرد منحصراً همجنس خواه هستند، یعنی كوچكترین تمامی به جنس مخالف ندارند!؟! این در حالیست كه گروههای پر تعداد دیگری از این 100 نفر، همجنس را بر غیر همجنس ترجیح می دهند یا تفاوتی بین همجنس و غیر همجنس برایشان نیست و یا با این كه به غیر همجنس متمایلند، بطور اتفاقی یا بیش از اتفاقی همجنس بازی نیز می كنند. بدین ترتیب این آمار نشان می دهد، بیش از 3/1 مردان آمریكایی بعد از سالهای بلوغ خود همجنس بازی كرده اند و حدّاقل نصف این آمار در مورد زنان آمریكایی نیز، صادق است. 
تازه این آمار مربوط به زمانی است كه تفسیر غلط از نظریات فروید و انحراف از آن، گسترش چندانی پیدا نكرده بود. بدیهی است پس از گذشت چند دهه باید هم همجنس بازها به جایی رسیده باشند كه در پارلمان آمریكا برای خود نماینده ها داشته باشند و كمیسیون ها تشكیل دهند.
جالب اینجاست كه برخی منابع علمی روانپزشكی، حتی این تمایل را در برخی كاملاً بهنجار و در افراد طبیعی با شخصیت پایدار و عاری از هر گونه نشانه روانی و با انطباق خوب از نظر اجتماعی توصیف كرده اند!  با این اوصاف اگر همجنس بازی و لواط انحراف جنسی نیست، می توان حدس زد، كه انحرافات جنسی در قاموس غرب دیگر چه واویلایی است!؟!
بچه بازی، نمایش اعضای جنسی، سادیسم و مازوحیسم جنسی، مبدل پوشی، خودارضایی، نظر بازی، حیوان دوستی، مرده دوستی و نمونه های بسیار متعدد دیگری كه قداست قلم مانع از توصیف آنهاست، همگی نمونه هایی از مهار گسیختگی و سقوط فاجعه آمیز غرب در قهقرای فساد جنسی و فحشاء به شمار می آیند.
بدین ترتیب انحرافات جنسی صرفنظر از مشكلات اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و... كه ایجاد می كنند تنها در بعد پزشكی و آن هم جدای از نتایجی كه در بروز بیماریهای جسمی مانند بیماریهای مقاربتی بر جای می گذارند، به خودی خود، از بزرگترین مشكلات پزشكی بشر امروز به حساب می آیند.
این در حالیست كه در جوامع اسلامی، قرنهاست كه نماز فعالانه و مقتدرانه بسان یك منجی از هر حیث قابل اطمینان، دامان مدد جویندگان از خویش را از هر گونه فحشاء و انحراف جنسی پاك و مصون داشته است.
آیین اسلام با ترغیب هایی متعدد به امر ازدواج و بخصوص با وضع قانون مقدس و درخشان ازدواج موقت (كه با وجود آنكه از موارد اساسی اختلاف شیعه و سنی است، در كشور شیعه مذهب ما نیز بسان ممالك اهل سنت به فراموشی محض سپرده است) از هر جهت انسان را برای ارضای غریزۀ نیرومند جنسی، از طریق مشروع راهنمائی می كند. آیات متعدد سوره های نور، احزاب، بقره، نساء و... بهترین گواه برای این موضوع است.
اما علاوه بر تحریك همه جانبه اسلام برای ازدواج و حتی سهل نمودن آن مثلاً با وضع قانون متعه (برای ریشه كردن موانع اقتصادی ازدواج) و علاوه بر مجازاتهای سختی كه برای منحرفین جنسی در نظر گرفته شده است، سایر قانونهای اسلامی به گونه ای ارایه شده اند كه چنانچه حتی شخصی بدلایلی از ازدواج باز ماند، هرگز به فساد و انحراف آلوده نشود و در رأس این قانونها، فریضۀ نورانی "نماز" است.  نمازگزار با مدد از "نماز" توانایی كنترل غرایز خود را افزونی می بخشد و آتش سوزاننده و پر لهیب فحشاء كه چه بسا ممكن است به انحراف جنسی بیانجامد را به آب عفاف، سرچشمه گرفته از "نماز" خاموش می كند.
نكتۀ بیست و یكم
تأثیر نماز بر احساس امنیت روانی
پس كدامیك از دوسته مردم سزوار به امنیت اند (بگویید) اگر می دانید! (بگو): كسانی كه ایمان آورده اند و ایمان خود را به ستم نیامیخته اند. (سورۀ مباركۀ انعام - آیۀ شریفۀ 82)
هرچند كه در پزشكی و زیست شناسی امروزی واژۀ استرس به معنی های متفاوتی به كار می رود، اما براساس تعریف "هانس سلیه" (روانشناس مشهور) استرس در پزشكی و روانپزشكی معمولاً اشاره به موقعیت های روانی و اجتماعی متنوعی دارد كه قادر به ایجاد بیماریهای جسمی و روانی و سایر اختلالات رفتاری است.
مطالعات "هاروی برنر" (محقق برجستۀ استرس) نشان می دهد كه آمار مرگ و میر، بیماریهای جسمی، خودكشی و دیگر كشی، پذیرش به بیمارستانهای روانی و زندانها و... در میان افرادی كه در معرض استرس های گوناگون بوده اند، به مراتب بیشتر از افراد عادی است.
از آنجا كه زندگی انسانها در عصر حاضر، با استرس های بسیار متعدد و گوناگونی همراه شده است و با توجه به این كه لازمۀ زیستن و تداوم زندگی سازش پذیری و مقاومت در برابر استرس هاست، لزوم برخورداری انسان از وسایلی كه درجۀ مقاومت او را در مقابل استرس ها افزایش بخشند و احساس آرامش و امنیت روانی را در وجود او حكمفرما سازند، بوضوح احساس می شود.
چنانچه بادقت كافی و استناد به شواهد آماری به مكانهایی كه استرس های متعدد زندگی كار افراد را بدانجا می كشاند (مكانهایی مثل مطب پزشكان، بیمارستانهای جسمی و روانی، قبرستان جوانمرگ ها!؟!، زندانها و...) سری بزنیم متوجه می شویم كه تعداد مذهبی ها، در مقایسه با غیر مذهبی های حاضر در این قبیل جاها بسیار متفاوت است.
بعنوان مثال در كشور خودمان 90% محكومان زندانها را افراد بی نماز تشكیل می دهند. یا مثلاً آمار بیماران بستری در بیمارستانها كه با نماز بیگانه اند به طرز باورنكردنی بیش از اشخاص مقید به نماز است.
این موضوع نه تنها در كشورهای مسلمان، بلكه در سرتاسر جهان عمومیت دارد. بعنوان مثال: بررسی جوامع "هوتری" در آمریكای شمالی حاكی از آن بود كه بروز اختلال روانی در آنها كمتر از سایر افراد جامعه است. جوامع هوتری نسبتا پایدار و منزوی هستند و در شرایط آرام كشاورزی و با عقاید دینی استوار زندگی می كنند.
بدین ترتیب می توان با فیلسوف بزرگ قرن اخیر "لیمان" هم عقیده بود، آنجا كه گفته است: "دین و مذهب در زندگی به انسان اطمینان و تكیه گاه روحی می بخشد." با این اوصاف "نماز" بعنوان برجسته ترین چهرۀ ایمان، نقش بزرگی در ایجاد امنیت روانی و توانایی مقابله با استرس ها در انسان ایفا می كند و اگر به یاد آوریم كه بیش از 60% مراجعه كنندگان به بیمارستانهای عمومی، در واقع از یك مشكل روانی رنج می برند و بیماریهای (روان تنی) در طب نوین روز به روز جایگاه مهمتری پیدا می كنند، می توانیم از دریچۀ تازه ای از نقش نساز در بیماریهای جسمی سخن بگوییم. پس با این دیدگاه، در چند شمارۀ آینده  به بررسی تأثیرات نماز بر برخی اختلالات مورد بحث در طب روان تنی خواهیم پرداخت.
نكتۀ بیست و دوم
تأثیر نماز بر بیماریهای تیروئید
در اصطلاح لغوی مردم كرمان (بویژه در گویش سیرجانی )، از بیماری گواتر تیروئید، با عنوان "غمباد" (غم +باد) نام برده می شود. چرا كه تجربه به آنها نشان داده است این بیماری كه تظاهر عمدۀ آن به صورت بزرگی منتشر غدۀ تیرویید است بیشتر در اشخاصی بروز می كند كه در معرض غم و غصه و ناراحتی بیشتری در طول زندگی خود بوده اند!
این باور قدیمی كرمانیان، توسط منابع علمی جدید نیز تا حدودی تأیید می شود. چرا كه "طی سالیان دراز، پزشكان بروز پركاری تیرویید را متعاقب ناراحتیهای هیجانی، استرس و شوك های مختلف، گزارش كرده اند. استرس های هیجانی متفاوتی ممكن است با بروز پركاری تیرویید، همراه باشد، مثلاً داغدیدگی، گرفتاریها و بحرانهای زناشویی، نگرانی خانوادگی و مالی، تصادفات و غیره" 
هرچند كه عوامل مختلفی، بصورت پدیده های زنجیره ای و پی در پی، در تیرویید، بیماری ایجاد می كنند. ولی شواهد قوی نشان می دهد كه استرس های روانی - اجتماعی و گرفتاریهای هیجانی می تواند اثر آشكار ساز در شروع بیماری داشته باشد.
بنابراین هر عاملی كه سبب تخفیف و كاهش استرس ها شود، می تواند بعنوان پیشگیری كننده از برخی بیماریهای غدّه تیرویید مطرح گردد.
تلقین های امید بخش و زندگی ساز توأم با نماز  كه به صورت حضور قلب و توجه به مفاهیم نماز تجلی می كنند، به نمازگزار حسّ همه جانبۀ امنیت روانی را هدیه می دهد كه درشمارۀ گذشته به اختصار پیرامون، آن سخن گفته ایم. در اینجا نیز بد نیست اشاره كنیم، در پاییز 1994 یك پزشك محقق آمریكایی به نام "ارنست - لی - رسی" پس از سالها تحقیق به پیشنهاد مقوله ای به نام "پزشكی انسانی" پرداخته است كه در آن "احساس" بعنوان پل ارتباطی میان "جسم و روح" معرفی شده است.
بدین معنا كه این محقق آمریكایی و همكارانش به اثبات رسانده اند كه روان از طریق تصورات و احساسات انسان بر روی "ژن ها" تأثیر می گذارد و انقلاب نوین كه متحول كنندۀ عرصۀ علم خواهد بود، ورود احساس و روان در دنیای پزشكی است. 
بدین ترتیب روح و روان قدرتمند نمازگزار می تواند پیشگیری كننده و حتی درمانگر بسیاری از بیماریهای جسمی (از جمله بیماریهای تیرویید) باشد.
نكتۀ بیست و سوّم
تأثیر نماز، بر سكته های قلبی و مغزی
"سكته قلبی" شایعترین علّت مرگ و میر در ایالات متحّده آمریكا و سایر ممالك صنعتی است. 
این شیوع بالا در كشور ما نیز صدق می كند. بعلاوه سكتۀ مغزی كه به عللی تقریباً مشابه سكته قلبی ایجاد می شود نیز عامل مهمی در مرگ و بروز ضایعات متعدد روانی و جسمی، در ممالك مختلف به حساب می آید.
هرچند كه عوامل متعدّد و گوناگونی، بعنوان علل ایجاد كنندۀ "سكته" شناسایی شده اند، امّا دراین میان تأثیر روان برایجاد هر كدام از آن علل، منجر به این شده است كه امروز سكته ها را بعنوان قسمتی از اختلالات روان تنی (بیماریهایی كه بر اثر تأثیر روان بر جسم ایجاد می شوند) بشناسیم.
مطالعاتِ "فلاندرزدانبار" در سال 1936 و مطالعاتِ تكمیلی پزشكان دیگر در سالهای بعد، تاكنون، این فرضیّه را مسلّم كرده است، كه بین تیپ شخصیت افراد و بروز سكتۀ قلبی و مغزی در آنها رابطۀ تنگاتنگی وجود دارد، بعلاوه این نكته نیز امروزه از مسلّمات است كه استرس های مداوم و طولانی با ایجاد شرایط خاصّ، در رگهای خون دهندۀ به قلب و مغز، زمینه را برایِ بروز سكته دراین اعضاء مساعد می سازد.
دراین باره، بسیاری از مؤلفین گزارش داده اند كه در موارد بسیارزیادی، فشارهای شدید حرفه ای، نگرانیِ خانوادگی یا مالی، افسردگی و خستگی مقدّم بر بروز سكته های قلبی  وجود داشته است. این مؤلفین نشان داده ان كه سطح كلسترول (چربی حیوانی) در خون افرادی كه تحتِ فشار فكری هستند بالا می رود و احتمال بروز لخته های منجر به سكته در رگهای قلب بیشتر می شود. متخصّصین دیگر نیز یكی از مهمترین عوامل منجر به سكتۀ مغزی را، تنش های هیجانی كه در پاسخ به گرفتاریها، كشمكش های روانی و استرس ها، بوجود می آید، ذكر نموده اند. 
بر این اساس حتّی برای درمان مبتلایان به سكته كه جان سالم بدر می برند، علاوه بر درمانهای طبّی مختلف، استفاده از داروهای روانپزشكی و حتّی روان درمانی و رفتار درمانی نیز، توصیه می شود.
با این اوصاف توجّه به این نكته مهّم است كه هر عاملی كه سبب تخفیف استرس ها و ایجاد امنیّت روانی، در شخص گردد و هر عاملی كه بتواند در برقرار كردن شخصیّت متعادل در افراد مؤثر واقع شود، خواهد توانست تأثیر چشمگیری بركاهش میزان سكته های قلبی و مغزی بگذارد.
ما در شماره های مختلف این مجموعه نوشتار، از احساس امنیّت روانی، كه بر اثر نماز برای انسان حاصل می گردد و نقش حفاظتی كه نماز در مقابل اضطراب ها و استرس های حادّ و مزمن زندگی ایفا می كند، سخن گفته ایم و خواهیم گفت. بعلاوه طّی شماره های آینده راجع به تأثیر نماز بر اختلالات شخصیّت و نحوه ای كه نماز از آن طریق شخصیتی با ثبات و متعادل ایجاد می كند، به بحث مختصری خواهیم پرداخت.
با عنایت به مجموعۀ مباحث مذكور و با توجّه به این كه دانستیم در بروز سكته های قلبی و مغزی، علاوه بر این كه تیپ شخصیت افراد، نقش مهّم دارد، استرس های حادّ و مزمن زندگی نیز ایفای نقش مؤثر می كنند، می توانیم به این نكتۀ درخشان درست یابیم كه "نماز" با ایجاد ثبات در شخصیّت و ایمنی بخشی در مقابل استرس ها، ریسك ابتلا به سكته های مغزی و قلبی را به شدّت كاهش می دهد.
نكتۀ بیست و چهارم
تأثیر نماز بر زخمهای گوارشی
" زخم معده" و "زخم اثنی عشر" از شایعترین موارد مراجعه به پزشكان داخلی و جرّاحان، به حساب می آید كه در بروز این مشكلات، عوامل مختلفی، دخیل دانسته شده است، از جمله این اواخر وجود نوعی میكروب خاصّ  را در دستگاه گوارش عدّه زیادی از مبتلایان به زخمهای گوارشی، در این مورد مؤثر می دانند.
امّا اعتقاد عامیانه ای در فرهنگ ایرانی وجود دارد، كه مثلاً وقتی مادرها یا مادربزرگ ها، از شلوغی و آزاربچّه ها و نوه های خویش، به ستوه می آیند، خطاب به آنها می گویند: بس است دیگر! از دست تو زخم معده گرفتم!؟!
كه صحّت این صحبت عامیانه یعنی وجود ارتباط میان غم و غصّه و بروز زخمهای گوارشی، توسّط منابع علمی جدید كاملاً تأیید می شود: "مشاهدات بالینی طّی سالیان دراز نشان داده است، كه علایم زخمهای گوارشی ممكن است در اثر تغییرات هیجانی بیمار یا تجربۀ شرایط استرس زای مختلف، شروع و یا تشدید شود" 
در راستای این فكر، مطالعه ای كه روی هزاران نفر از افراد خوانده شده برای خدمت سربازی در ایالات متحّدۀ آمریكا، انجام گرفته است، نشان می دهد كه زخمهای گوارشی بیشتر در افرادی پیدا می شوند كه نه تنها میزان ترشحات معدی (بخصوص اسید معده) در آنها بالاتر از حّد طبیعی است، بلكه دچار برخی كشمكش های روانی، مشكلات شخصیتی یا شرایط محیطی خاصّ هستند، كه واكنشهای هیجانی را در آنها برای ایجاد زخم گوارشی پدید می آورد.  در این مورد "فرانس الكساندر" به ترسیم شخصیّت های خاصّی از نظر روانی می پردازد كه بروز، زخم های گوارشی، اكثراً در آنها اتّفاق می افتد.  و به این ترتیب این مجموعۀ نكات را باید در ایجاد تسكین روانی در مبتلایان به زخمهای گوارشی، در نظر داشت.
با این اوصاف می توان توجّه كرد، كه عوامل تسكین بخش روان، (به خصوص درصدر آنها عوامل مذهبی) می توانند نقش عمده ای در كاهش دادن زمینۀ ابتلا به زخمهای گوارش ایفا كنند و در این مورد در كشور ما جای تحقیق ها و پژوهش های جامع آماری، كه به مقایسۀ معنی دار میان نمازگزاران و تارك الصلوة ها، در مورد میزان ابتلا به بیماریهای مورد بحث، در طب روان تنی، از جمله زخمهای گوارشی بپردازند، به شدّت خالی است.
امّا آنچه كه با استناد به شواهد نظری می توان استنتاج كرد (یعنی با  روشی كه نویسندۀ این مجموعه مقالات با توجّه به امكانات محدود خود، ناگزیر بدان بوده است) این است كه "نماز به عنوان یك واكسن قدرتمند در ایمنی بخشی در مقابل استرس ها و ناملایمات زندگی و ایجاد احساس امنیّت روانی در اشخاص و به علاوه از آن مهمتر با ایجاد ثبات در شخصیّت و برقرار كردن تعادل روانی، می تواند، اثر شگرفی بر همۀ مشكلات جسمی، كه به شدّت زیر نفوذ تأثیرات روانی، هستند بگذارد، كه ما نمونه هایی از این مشكلات را طّی شماره های اخیر، بررسی كرده ایم.
نكتۀ بیست و پنجم
تأثیر نماز بر بیماری آسم
"آسم" یكی از شایعترین بیماریهای انسان است، به طوریكه شیوع آن در طب اطفال، 5 تا 10 درصد كّل كودكان تخمین زده می شود.  كه این بیماری در بسیاری از آنها تا بزرگسالی نیز ادامه پیدا می كند. بدین ترتیب كمتر كسی است كه در دوران زندگی خود با بیماران مبتلا به آسم، برخورد نكند و شاهد مشكلات مختلف آنان از جمله تنگی نفس، سرفۀ مداوم، خس خس سینه و... كه گاهی به صورت حمله های شدید بیماری تظاهر می كنند نباشد.
مطالعات علمی جدید بر گروههای سنّی مختلف مبتلا به آسم، نشاندهندۀ آن است كه در ایجاد بیماری آسم، سه عامل برجسته، مهمترین نقش را ایفا می كنند، كه این سه عامل عبارتند از
میكروبهایی كه وارد دستگاه تنفسی انسان می شوند (عفونتها) 2- عوامل حسّاسیت زا، از جمله گرد وغبار، دود سیگار، گردۀ گیاهان، كه در مورد اشخاص مختلف، ممكن است این عوامل مختلف باشند.
3- مسائل روانی از جمله اضطراب، عصبانیّت، غم، شادی، تحقیر، خنده و حتّی انتظار خوشایند شركت در یك محفل اجتماعی مطلوب و به طور كلّی استرس های حادّ و مزمن
امّا نقش عوامل روانی از دیدگاه دیگری نیز، توجّه پزشكان را به خود، جلب نموده است و آن "تأثیر تلقین بر آسم" است، چرا كه در برخی از موارد تلقین می تواند، موجب تسكین حمله های آسم شود: "یك مثال مشهور در این مورد، مربوط به پزشكی است، كه مبتلا به آسم بود و برای گذراندن تعطیلات آخر هفته، به هتل دور افتاده ای، در یك منطقۀ ییلاقی رفته بود، در نیمه های شب او با یك حملۀ شدید آسم از خواب بیدار شد و كورمال كورمال به جستجوی كلید لامپ برق برآمد و وقتی كه از پیدا كردن آن عاجزن شد، نا امیدانه كفش خود را برداشت و قصد پنجره را كرد و وقتی وجود شیشه ای را احساس كرد، آن را شكست و نفسهای عمیقی كشید و حملۀ آسمی او متوقف شد و شب آرامی را گذراند ولی صبح روز بعد، او با وحشت زیاد، دریافت كه بجای پنجره آینه را شكسته است!"
با توجّه به این قبیل شواهد است كه می توان آسم را نیز جزو بیماریهای مورد بحث در طّب روان تنی، به شمار آورد و نتیجه گرفت كه چنانچه احساس امنیّت روانی در بیماران آسمی ایجاد گردد و چنانچه مكرراً در معرض تلقین های سازندۀ روانی، قرار گیرند، قدم بزرگی در تسكین بیماری آنها برداشته شده است.
در شماره های گذشتۀ این مجموعه مقالات به تأثیر نماز بر عفونت های تنفسی اشاره نمودیم و بدین نكته رسیدیم كه "عفونت "ها (كه خود یكی از عوامل برانگیرندۀ آسم می باشند بوسیلۀ شستشوی مجرای تنفس در وضو تا حدّی قابل كنترل هستند. این نكته را می توان در مورد سایر عوامل حساسیت زا، مثل گرد و خاك و گردۀ گیاهان (یعنی دوّمین عامل بر انگیزندۀ آسم) نیز به نحوی صادق دانست. امّا آنچه كه در مورد تأثیر نماز برآسم، غیر قابل انكاراست، تأثیر تنش زائی نماز و احساس امنیّت روانی عمیقی است كه بر اثر آن حاصل می شود و بی شكّ اثر التیام بخش بزرگی بر بروز سوّمین گروه از عوامل برانگیزندۀ آسم، یعنی عوامل روانی می گذارد.
به خصوص كه تلقین های سازنده و زندگی بخش توأم با نماز ، قابل مقایسه با آن گروه تلقین های روانی است كه گهگاه باعث تسكین آسم یا پیشگیری از بروز حملات آن می شوند.
ضمناً دیدگاه ویژۀ نمازگزار به زندگی در دنیا و ثبات شخصیت او (كه در شماره های آینده آن بحث خواهیم كرد) باعث می شود كه نمازگزار در مقابل افت و خیزهای غیر منتظرۀ زندگی، نه چندان شاد و نه چندان غمگین شود، و در نتیجه به حذف آن گروه از تغییرات هیجانی كه مسبّب تشدید آسم هستند، از زندگی خود بپردازد.

اخبار مرتبط

دیدگاه کاربران

نتیجه ای یافت نشد.

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی، جهت ثبت نظر به سایت واردشوید