کنکور اندیشمندانه با
موسسه آموزشی اندیشه

اخبار موسسه اندیشه

اخبار- موسسه علمی آموزشی اندیشه
نکته 26 تا 32
نکته 26 تا 32 نكتۀ بیست و ششم تأثیر نماز بر اختلال شخصیت پارانوئید يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْم...  سوره مباركه حجرات -آیه 12 شاید بد نباشد "شخصیت پارانوئید" را به "شخصیت ظنین" ترجمه نمایئم. چرا كه مبتلایان به این اختلال، دچار سوء ظنّ عمیق و عدم اعتماد نسبت به بسیاری از اطرافیان خود می باشند. این اختلال كه به ...
تاریخ ایجاد : ۱۳۹۴/۰۶/۰۷ آخرین بروزرسانی: ۱۳۹۸/۰۶/۲۹ تعداد بازدید: 7761

نکته 26 تا 32

نكتۀ بیست و ششم
تأثیر نماز بر اختلال شخصیت پارانوئید
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْم...  سوره مباركه حجرات -آیه 12
شاید بد نباشد "شخصیت پارانوئید" را به "شخصیت ظنین" ترجمه نمایئم. چرا كه مبتلایان به این اختلال، دچار سوء ظنّ عمیق و عدم اعتماد نسبت به بسیاری از اطرافیان خود می باشند. این اختلال كه به طور شایعی در مردان بیش از زنها دیده می شود معمولاً در اوایل جوانی آغاز می گردد و در جامعۀ ما با عناوین مختلفی مثل بدبین، متعصّب یا دل سیا ! و... شناخته می شود.
مبتلایان به این عارضۀ كارهای اطرافیانشان را برای خود به شدّت تحقیر كننده یا تهدید آمیز می دانند و پیوسته نگران نوعی آسیب دیدن یا سوء استفاده از جانب دیگران هستند. این افراد با این كه به كرّات، وفاداری و قابل اعتماد بودن دوستان و خویشاوندان خود را مورد ارزیابی و پرسش قرار می دهند، امّا با این وجود باز هم به دوستی و همراهی آنان شك دارند.
مسئلۀ شایع در مورد مبتلایان به این بیماری، شكّ و سوءظنّ دائمی و بدون دلیلی است كه در مورد وفاداری همسران خود به خرج می دهند و پیوسته در جستجوی شواهدی از خیانت همسران خود برمی آیند. بدین ترتیب رفتار آنها پیوسته در اطرافیانشان ترس و تعارض ایجاد می كند و به طور كلّی این بیماران در زمینۀ كار و زندگی با دیگران دچار مشكلات همیشگی هستند و مسائل شغلی و زناشوئی فراوانی برایشان ایجاد می شود. چرا كه آنها در بسیاری از مسائل ساده و خوش خیم زندگی، نشانه هایی از تحقیر یا اهانت می یابند. مثلاً تصّور می كنند كه فلان همسایه به قصد آزارشان ظرف زباله را دم در گذاشته است!؟!
در مورد درمان این بیماری دانش پزشكی چندان توفیقی نداشته است و چه بسا كه این بیماری در تمام طول عمر فرد برطرف نشود، امّا آیین اسلام كثیر الظّن بودن را نوعی گناه به حساب می آورد و در واقع مَُهر تأیید بر بیمار بودن این افراد می زند. پس می توان انتظار داشت هر دستور اسلامی از جمله نماز، كه گناه را از انسان دور می كند، در زدودن بیماری گناه آلود نیز مؤثّر واقع شود.
همانطور كه اشاره كردیم شروع این اختلال در آغاز جوانی می باشد، یعنی زمانیكه چند سالی از وجوب فریضۀ نماز گذشته است و انسان نمازگزار سالهاست كه در نماز خود "الحمدُللهِ ربَّ العالَمینِ" گفته است و خدای را به بزرگی و احاطۀ كامل بر جهان و جهانیان ستوده است و بدین ترتیب این باور را در وجود خویش ملكه ساخته است كه "جهان را صاحبی است خدا نام، كه برگی بی اذن و اجازت او بر زمین نمی افتد" و با زمزمۀ مدام "ایاكَ نَعبُدُ وایاكَ نَستَعین" بدین باور قلبی رسیده است كه همۀ كار خود، همۀ زندگی خود و همۀ هستی خودش را فقط به خدایی اینچنین قدرتمند بسپرد و از هیچ اتّفاق ناگواری، نگران نباشد و نیندیشد.
تكرار این باور عمیق ایمانی، بارها و بارها در طّی شبانه روز، نمازگزار را بدانجا می رساند، كه حتّی اگر در اطرافیان خود رفتاری را تهدید كننده یا تحقیرآمیز بیابد و یا به ظّنی در رابطه با همسر یا بستگان خود برسد، با تكیه بر همان نماز و ایمان، از سوء ظّن گناه آلود بپرهیزد و حساب را با پروردگار منتقم و حضرت كرام الكاتبین، اندازد.
به قول حافظ شیرین گوی شیراز
كارخود گر به خدا بازگذاری حافظ           ای بسا عیش كه با بخت خدا داده كنی
هرچند كه به نظر می رسد در بعد پیشگیری، با توجّه به آن كه سنّ شیوع و شروع این اختلال در آغاز جوانی و سالها پس از وجوب نماز است، بروز این اختلال در نمازگزاران بسی غیر معمول تر از افراد تاركَ الصلوة باشد.
نكتۀ بیست و هفتم
تأثیر نماز بر اختلال شخصیّت اسكیزوئید
برخی روانپزشكان ایرانی "شخصیت منزوی" را بعنوان بهترین ترجمه، به جای "شخصیت اسكیزوئید" پیشنهاد كرده اند. چرا كه مبتلایان به این اختلال، عمری را در كناره گیری از اجتماع گذرانده اند و در نظر دیگران، آدم هائی مردم گُریز، منزوی و تنها هستند. مطالعات آماری در ایالات متحدۀ آمریكا، احتمال این كه از هر 100 آمریكایی حدود 7 نفر مبتلا به این اختلال باشند را مطرح كرده است كه دلالت بر شیوع بالای آن دارد.
مبتلایان به این حالت اكثراً مشاغل انفرادی كه حداقل تماس با دیگران را ایجاب می كند، انتخاب می كنند و حتّی برخی كارشبانه را به كار روزانه ترجیح می دهند تا مجبور به مدارا با افراد بیشتری نباشند.
این افراد آرام، مردم گریز، درون گرا و غیر اجتماعی هستند و ضمن كناره گیری و عدم دخالت در امور روزمره به دیگران چندان اهمیّتی نمی دهند و شاید اگر مختصر ذوق ادبی هم  داشته باشند، با برداشتی سطحی از این بیت مشهور عارفانه، پیوسته زمزمه می كنند
دلا خو كن به تنهایی كه از تن ها بلا خیزد     
سعادت آن كسی دارد كه از تن ها بپرهیزد
همین وضعیّت آنها ست كه باعث می شود غیر از بستگان درجه یك، دوستان نزدیك یا محرم خاصّی نداشته باشند و علاوه بر آن هیچ میلی نیز برای ایجاد روابط نزدیك با دیگران در خود احساس نكنند.
روشهای مورد استفاده در روانپزشكی امروز برای درمان این عارضه اعم از روان درمانی، گروه درمانی و یا حتّی دارو درمانی، به خصوص در شرایط و امكانات كشور ما، چندان عملی و مورد استفاده و كاربرد نمی باشند.
امّا چنانچه در پیشگیری و یا درمان این اختلال شایع شخصیت، روش عملی بی نظیری را جویا باشیم، كلمۀ درخشان "نماز" باز هم راهگشا خواهد بود.
توصیۀ مؤكّد اسلام مبنی بر اقامه نمازهای واجب یؤمیّه به جماعت و علاوه بر آن بانگ روح افزای نماز جمعه در فراخواندن به یك اجتماع شكوهمند و پرشور هفتگی بعنوان سمبُل بزرگی از اصالت "اجتماعی بودن" و ترك رهبانیّت در همۀ تعالیم اسلامی مطرحند و گویی همۀ این قبیل تعالیم، خودبخود نمازگزار را از گوشه نشینی و تنهایی، به بطن اجتماع می كشاند.
بعلاوه نكتۀ مهّم دیگری كه در آموزشهای متعالی نماز در زدودن روحیّه انزوا و مردم گریزی در انسان، خودنمائی می كند، این مطلب است كه ضمایر سورۀ مباركۀ "حمد" بعنوان "اُمُّ الكتاب" و هستۀ اصلی نماز و تعالیم اسلامی، همگی به صورت جمع ادا می شوند: (...إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ، اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ)
به قول استاد ارجمند و دوست بزرگوارم، جناب آقای "دكتر حسن توانایان فرد" در كتاب ارزشمند "بهره وری درآموزشهای نماز": "این كه نَعبُدَُ می گوئیم و نه أعبُدُ و این كه نَستَعین می گوئیم و نه أستَعین، به عبارت دیگر این كه "می پرستیم" می گوئیم و نه می پرستم و "كمك می جوئیم" می گوییم و نه كمك می جویم، یعنی ضمیر جمع بكار رفته و نه ضمیر متكلم وحده، به این دلیل است كه به ما بیاموزد، در اسلام، جمع مقدّم بر فرد است..."
این مطلب، یعنی وجود ضمایر جمع و تكرار" ما بودن" و نه "من بودن" در جای جای نماز عمومیّت دارد و در اساسی ترین اذكار نماز به چشم یم خورد. مثلاً در سلام دوّم نماز می گوئیم : (السَّلامَُ عَلَینا و علی عِبادِالله الصالِحین) و یا حتّی در معروفترین دعاهای مستحب در قنوت، دعا می كنیم: (رَبَّنا آتِنا فی الدّنیا حَسَنه و فی الاخرةَ حَسَنَه و قنا عذابَ النّار).
به این ترتیب، نماز نه تنها از ابتلا به اختلال اسكیزوئید پیشگیری می كند، بلكه توانایی دارد كه مبتلایان به این عارضه را برای همیشه از كنج عزلت، به قلب جامعه بكشاند.
نكتۀ بیست و هشتم
تأثیر نماز بر اختلال شخصیّت نارسیستیك
حدیث از حضرت علی (ع): نماز، داروی تكبّر است.
نارسیس (نرگس) نام دختر جوان افسانه ای است، كه در دوران كهن، تصویر خود را در آب زلالی بدید و یك دل نه صد دل، عاشق خود شد!؟! و این داستان عجیب، وجه تسمیه ای برای معرّفی نوعی اختلال شخصیّت موسوم به اختلال شخصیّت خود شیفته ( Narcissistic personality disorder) گردید.
افراد مبتلا به این اختلال، با احساس عمیق اهمیّت شخصی، احساسات خود بزرگ بینی و به نوعی، اعتقاد به بی نظیر بودن خودشان مشخصّ هستند! این اختلال عمیق شخصیت كه در اوایل بزرگسالی به ظهور می رسد روی افكار، اعمال و رفتار شخص به شدّت تأثیر می گذارد بدین نحو كه آنان خود را آدم های خاصّی می پندارند و انتظار دارند كه به طور خاصّی، با آنان مدارا شود، اینان هرگز تحمّل انتقاد را ندارند و چنانچه كسی از آنان انتقاد بكند، دچار خشم می گردند یا ممكن است چنان به رفتار خود اطمینان داشته باشند كه شخص انتقاد كننده را جز ابلهی به شمار نیاورند و نسبت به انتقاد او، كاملاً بی تفاوت باشند.
خود شیفته ها، چنانچه مختصر استعداد، یا اندك موفقیّتی در زمینه ای داشته باشند در آن مورد به شدّت مبالغه می كنند و انتظار دارند، بدون هیچ دلیلی با آنها، به صورت فردی بی نظیر، مخصوص و استثنایی رفتار شود!
این بیماران برای رسیدن به اهداف خود، به راحتی از دیگران، سوء استفاده می كنند و در اشتغال ذهنی دائم، با مفاهیمی چون: موفقیّت، قدرت، استعداد درخشندگی، زیبائی و ایده آلیسم به سر می برند و پیوسته در پی شكار اظهارات محبّت آمیز و تعریف و تمجید دیگران می باشند.
نمونۀ مبتلایان به این اختلال را، در جامعۀ ما نیز بسیار می توان یافت، مثلاً كسانی كه تصّور می كنند ضرورتی ندارد آنها هم در صفی كه دیگران منتظر ایستاده اند، انتظار بكشند!
این تافته های جدا بافته، كه "من" خود را بر همه چیز و همه كس ترجیح می دهند، با عناوینی چون :از خود متشكر، خودخواه، مغرور، از خود راضی و... در جامعۀ ایرانی شناخته می شوند و بوسیلۀ این صفت بد خود، ناراحتی های متعددی را برای خود و اطرافیانشان ایجاد می كنند.
به اعتقاد بسیاری از روانپزشكان "درمان اختلال شخصیت خود شیفته، بی نهایت مشكل است، جون برای پیشرفت درمان خود این افراد باید دست از خودشیفتگی بردارند" كه این كار راحتی نیست و در واقع هنوز ساخت داروی شیمیایی كه بر "عدم تعادل ناقل های عصبی" مربوط به خودخواهی انسان غلبه كند هم، ممكن نشده است.
امّا پزشكان معنوی بشر، از قرنها پیش، راه حلّ های بی نظیر و درخشانی، برای مقابله با خودخواهی و تكبّر او، پیشنهاد كرده اند كه بنابر فرمایش حضرت علی (ع) در صدر این راه حلّها "نماز" جای دارد.
درشمارۀ گذشته گفتیم كه در سرتاسر اذكار نمازهای یومیّه، ضمایر متكلّم مع الغیر (جمع) به جای ضمایر متكلّم وجده (مفرد) بكار رفته است. بدین معنی كه پیوسته "مابودن" و نه "من بودن" در آموزش های نماز، تكرار و تلقین می گردد و این موضوع در رفع بسیاری از اختلالات پیچیدۀ شخصیت، از جمله اختلال شخصیت اسكیزو تایپی (اسرارآمیز)، اختلال شخصیّت خودشیفته و... نقش مهّم و اساسی دارد. چرا كه در همۀ این اختلالات كه ما به شرح مختصر برخی پرداخته ایم، اصالت یافتن و تفّوق "من" نسبت به "ما" زیر بنای اختلال به حساب می آید.
در حالیكه در جریان "نماز" این "ما" ست كه اهمیّت می یابد و "من" بودن انسان (بعنوان مثال خودخواهی و تكبّر او) به فراموشی سپرده می شود.
امّا جالب اینجاست كه اشاره كنیم كه در اذكار نماز تنها یك جاست كه سخن از "من" به میان می آید و آن زمانی است كه بندۀ ناتوان در نهایت ذلّت در مقابل پروردگار خود، كُرنش می كند (ركوع) پس آن گاه خود را در مقابل آفرینندۀ خویش به خاك می اندازد و به سجده می رود و نغمۀ سر می دهد: سُبحانَ رَبّیَ الاعلی و بِحَمدهِ و "سجده" در روایات بالاترین مرتبۀ قَُرب نمازگزار، به پروردگار معّرفی شده است.
و شاید سخن گفتن از "من" در لحظاتی سرشار از خشوع و هنگام افتادن به خاك و فلسفۀ آن كه سجود نزدیكترین لحظۀ بنده به خدا معرّفی شده است، این نكته باشد كه "من" را باید از میان برداشت و به خاك سپرد تا به "او" نزدیك شد. به قول ملامحسن فیض كاشانی (ره)
با من بودی، مَنَت نمی دانستم
با من بودی، مَنَت نیم دانستم
چون "من" شدم از میان، تو را دانستم
تا من بودی، مَنَت نمی دانستم
نكتۀ بیست و نهم
تأثیر نماز بر ثبات شخصیّت
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا
پروردگارا! صبر و شكیبایی را بر ما فرو ریز و قدمهایمان را (در زندگی) ثابت  و پایدار نما. (سوره مباركه بقره - آیۀ شریفه 250)
"شخصیت" در تعریف روانشناسی و روانپزشكی، معّرف مجموعه ای از صفات، رفتارها، افكار و تمایلات عاطفی و هیجانی هر فرد می باشد، كه او را از دیگران متمایز می كند.
دانش امروز، عوامل شكل دهندۀ شخصیت انسان را در دو گروه درونی و بیرونی، طبقه بندی می نماید. صرفنظر از عوامل درونی و جسمی تأثیر گذار برروی شخصیّت (از جمله مسائل ژنتیكی، وضعیت فیزیكی و ظاهری بدن، مسائل هورمونی شیمیایی و...) عوامل بیرونی (محیطی) نقش عمده ای را در شكل دادن به شخصیّت انسان، ایفا می كنند.
این عوامل بیرونی شامل: 1- تأثیر والدین و خانواده 2- عوامل فرهنگی - اجتماعی 3- تجارب زندگی می باشند  و تأثیر هر كدام از این عوامل بر شخصیّت انسان توسّط مطالعات متعدد پژوهشی به اثبات رسیده است. 
با توجّه به نقش این عوامل متعدد، بر روی تشكیل شخصیّت، می توان رسیدن به ثبات شخصیّت و برخورداری از آرامش و پایداری شخصیتی را یكی از ایده آلترین، خواسته های بشری دانست، چرا كه وجود ناهنجاری در هر كدام از عوامل شكل دهندۀ شخصیّت می تواند اثرات فاجعه آمیزی مثلاً به صورت اختلالات پیچیده و متعدد شخصیت به بار آورد، كه از جمله این اختلالات به سه نمونه در نكات پیشین این مجموعه مقالات و تأثیر نماز در رفع آنها، اشاره شده است.
امّا بی ثباتی شخصیّت (پسیكوپاتی) كه گاهی از اصطلاح آن در ممالك غربی برای برچسب زدن به مخالفان سیاسی و مذهبی نیز استفاده می شود ، دلالت بر یك نوع شایع از اختلال شخصیت دارد كه مبتلایان به آن از تغییرات دائمی حالات و رفتارها و افكار رنج می برند، به نحوی كه هر لحظه به رنگی در می آیند و نغمۀ جدیدی ساز می كنند!
این بیماران كه بدون آن كه با عنوان بیمار شناخته شوند به وفور در جامعه حضور دارند، كسانی هستند كه از كمترین درجۀ سازشكاری و انطباق در خانه، مدرسه محلّ كار یا حتّی در امر ازدواج برخور دارند، بعنوان مثال به تغییر مكرّر شغل می پردازند یا گروه و جناح سیاسی خود را پیوسته تغییر می دهند.
مبتلایان به این اختلال كه در جامعۀ ایرانی با عناوینی چون بوقلمون صفت، عضو حزب باد، دمدمی مزاج و ... معرّفی می شوند در واقع از بیماری "بی ثباتی عمومی شخصیت" رنج می برند.
با این كه موارد درمانی متعددی در كتب روانپزشكی برای درمان این بیماران لیست می شود (از جمله این كه در دارو درمانی گروهی از اینان كه دچار اختلال ریتم مغزی هستند از داروهای محرّك دستگاه عصبی استفاده می گردد) امّا از دیدگاه ما، "نماز" باز هم می تواند ایفاگر نقش بسیار مهّمی در پیشگیری و درمان این اختلال عمیق شخصیت باشد.
پذیرفتن مطلق و تسلیم در مقابل "یك دین" و پیروی از "یك مذهب " و پیمودن "یك راه" كه همانا صراط مستقیم است، ویژگی مهّم و برجستۀ نمازگزاران است. نمازگزار ضمن تكرار مكرر "یك مجموعه " از الفاظ و اذكار واحد در طّی نمازهای روزانۀ خود، پیوسته "یك عقیدۀ واحد" و  "یك خط مشی مشخّص" را در زندگی خود دنبال می كند و بدین ترتیب گویی "یك شخصیت ثابت" و "یك روش و منش معین" و یك ایدئولوژی همیشگی " را برای خود انتخاب می نماید و در حین تكرار جزء به جزء اصول اساسی ایدئولوژی خود در نماز (كه همگی آن اصول در مضامین نماز متجّلی است) پیوسته به تثبیت شخصیت واحد و ثابت خود می پردازد، بدین ترتیب برای آن گروه كه نماز را تكرار مكررات می دانند شاید توجّه به همین یك نكته كافی باشد، كه در ورای همین تكرار همیشگی، موهبت بزرگ ثبات شخصیت و تعادل كامل روانی نهفته است كه می توان آنرا به نوعی سرمنشاء تمام موفقیّت های بشری در عالَم مادّه و معنا دانست. 
نكتۀ سی ام
تأثیر نماز بر حافظه و تمركز حواس
حدیث از امام محمد باقر (ع): در نماز خود توجه و تمركز كامل داشته باش زیرا از نماز تو آن مقدار قبول می شود كه با توجه خوانده می شود.
"تمركز (Concentration) نه تنها شرط لازم، بلكه در بسیاری موارد، شرط كافی برای بسیاری از موفقیّت های انسان است.
عرصۀ كاربرد تمركز، نه فقط در فعّالیت های مادّی و محسوس انسان، بلكه گاهی تا حّد مسائل ماورائی و مرموز هستی، گسترده است. بدین معنا كه حتّی عملیات محیّر العقول مرتاضان هندی، طریقه های پیشرفت و سیر و سلوك در مكاتب عرفانی و مذهبی شرق دور (از جمله ذن، بودیسم، یوگاو...) راههای دین حقیقت اشیاء در مقابل نگاه كردن معمولی به آنها، در تعالیم روانشناسی و عارفانۀ دون خوان به كارلوس كاستاندا،  روشهای كشف و شهود و مراقبه در سلسله های تصّوف و عرفان اسلامی و ایرانی و بسیاری دیگر از مسائل معنوی از این قبیل، تنها از طریق دست یافتن به درجاتی از "تمركز" قابل وصول می باشد.
بعنوان مثال، حتّی در انواع ورزشهایی كه خاستگاه آنها در ممالك شرق دور می باشد (از جمله ورزشهای رزمی مثل كاراته، جودو، ساواته، كونگ فو و...) شرط اصلی برای موفقیّت و پیشرفت برخورداری از "تمركز" می باشد. و از این رو بخش مهمّی از تمرینات این ورزشها به "تمرین تمركز" اختصاص یافته است.
امّا در بعد فعّالیتهای مادّی و عادی روزمرۀ انسان نیز "تمركز حواس" دارای نقش بسیار كلیدی است.
از سردار افسانه ای فرانسویان، "ناپلئون بناپارت" چنین نقل می كنند كه می گفت: "تنها زمانی موفّق شدم كه به پیروزیهای بزرگ درعرصۀ سیاسی و نظامی دست پیدا كنم، كه توانائی یافتم، مغز خود را كشوبندی كنم!؟! و در مورد انجام هر كار تنها كشوی مربوط به آنرا بگشایم و بر آن تمركز بدهم و سایر كشوهای مربوط به دیگر كارها را ببندم. بدین معنا كه مثلاً زمانی كه به حلّ یك مسئله جنگی مشغول بودم، تنها كشوی مربوط به آن مسئله در ذهنم بیرون بود و تنها بر روی آن كار می كردم و در این زمان همۀ كشوهای مغزی دیگرم، حتّی كشوی مربوط به عشق "ژوزفین" بسته بود!"
به همین قیاس، چنانچه مثلاً یك دانش آموز یا یك دانشجو، بتواند موقع مطالعۀ دروس خود، تنها بر همان موضوع درسی مورد مطالعه تمركز دهد و از سایر افكار بر حذر باشد، موفّق خواهد شد كه به پیروزی های چشمگیری در زمینۀ تحصیلی دست یابد: یا حتّی كی كارمند، یك كاسب، یك بنّا، یك راننده و... تنها زمانی در كار خود كاملاً موفّق خواهند بود كه از تمركز حواس كافی، موقع كار خود، برخوردار باشند و در اصطلاح مشهور حواسشان به كارشان جمع باشد.
به این ترتیب با این مثالها می توان به اهمیّت زایدالوصف جمع بودن حواس یا همان تمركز پی برد و توجّه نمود كه چنانچه در امور مختلف و بخصوص در كارهای فكری، با سلاح تمركز به میدان رفت و با توجّه به رابطۀ تنگاتنگ حافظه و تمركز خواس، دانسته های جدید را با نظم و ترتیب روی یكدیگر قرار داد، قدم بزرگی در جهت تقویت حافظه نیز برداشته خواهد شد.
مطالعات مختلف علمی و پژوهشی و نظریه پردازیهای گوناگونی نیز در دانش امروز، در این مورد صورت پذیرفته است كه ازآن جمله می توان به مطالعات "گاردنر مورفی" پیرامون Canalization (متوجّه ساختن اندیشه و فعّالیت به موضوعی معیّن) اشاره كرد.
امّا توصیه های مؤكّد و متعددی كه در تعالیم اسلامی مبنی بر "حضور قلب" در نماز و برخورداری از اقبال و توجّه كامل به نماز به ما رسیده است، همگی دلالت بر آن دارد كه نماز ارزشمند در درگاه الهی نمازی است كه با تمركز كامل و توجّه دقیق به مضامین آن، به جای آورده شود و نمازی كه مسلسل و طوطی وار بدون حضور ذهن و قلب خوانده شود از ارزش بسیار كمی برخوردار است. و حتّی در حدیث معصوم (ع) آمده است كه عابدی كه بدون فهم و درك (و در نتیجۀ آن بدون توجّه) عبادت می كند، همچون الاغ آسیاب است.  (كَحِمارُ الطّاحونَة)
بدین ترتیب اقامه كنندۀ حقیقی نماز، با برخورداری از حضور قلب در عبادت های یومیّه خویش، در واقع "تمركز حواس" را بارها و بارها در طول یك شبانه روز، تمرین می كند و از این جهت این صفت حسنه را در وجود خد، ملكه می سازد تا با بهره بردن از آن در همۀ عرصه های زندگی، موفقیّت را در همۀ ابعاد ممكن نصیب خویشتن سازد.
نكتۀ سی و یكم
تأثیر نماز بر سلامت جسمی كودكان
 وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا   و خانواده ات را به نماز و صبر نمودن بر آن، امر كن. (سوره مباركه طه - آیه شریفۀ 132)
پزشكان اطفال ضرب المثل مشهوری بدین مضمون دارند كه "كودكان" هرگز بزرگسالان كوچك نیستند" بدین معنا كه عوالم روانی و حتّی جسمی كودكان به كلّی متفاوت از بزرگسالان است و جا دارد حتّی آنها را نوع دیگر از انسان به حساب آوریم و در بَُعد بررسی فواید پزشكی نماز، نكات متعددی را به سلامتی كودكان، جدای از بزرگسالان، اختصاص دهیم، امّا از آنجا كه بنا را بر اختصار گذاشته ایم تنها طیّ دو نكته و به گونه ای فهرست وار، از برخی تأثیرات مستقیم و غیر مستقیم نماز بر سلامت جسمی و روانی كودكان، سخن می گوییم.
سلامت كودكان، از آرزوها و ایده آلها همۀ جوامع بشری است و از این رو مجامع بین المللی متعددی با قصد حمایت از سلامتی و كمك به پیشرفت كودكان، بوجود آمده اند. امّا آنچه كه كمتر مورد توجّه همۀ این مجامع بوده است، شاید توجّه به نقش بی نهایت عمیق دستورات دینی در ایجاد سلامتی اطفال باشد.
بعنوان مثال حدود دو دهۀ پیش، مجامع علمی جهان، شیر مادر را برای شیرخواران، بی كفایت تشخیص دادند و اقدام به تهیّه شیر خشكی كه گمان می بردند، مفیدتر از شیر مادر است، نمودند و انواع و اقسام شیر خشك را با تبلیغات وسیع بر له آنها و علیه شیرمادر، به بازار فرستادند، این در حالی بود كه از قرنها پیش در آیات استوار قرآن از جمله آیۀ شریفۀ 233 از سورۀ مباركۀ بقره و آیۀ 12 از سورۀ مباركۀ لقمان، چند بار تأكید براستفاده از شیر مادر، آن هم تا دو سال شده بود. با این وجود بسیاری از مادران (از جمله حتّی مادران مسلمان)، گول تبلیغات علم را خوردند و به كودكان خود به جای حیاتی ترین و سلامتی بخش ترین مادّۀ غذایی كه توسّط آفریدگار هستی تولید و توصیه شده بود، شیر خشك بی خاصیّت و بسیار مضّر ساخت انسانها را خوراندند.
امّا با پیشرفت بیشتر دانش و تجهیز بیشتر آزمایشگاههای علمی، چند سال بعد برخی برتریهای شیر مادر، روشن شد و این بود كه دامنۀ تبلیغ علیه آن محدودتر شد و علم نسبی بشر اعلام كرد: "شیر مادر، تا حدّاقل 6 ماه مفیدترین مادّۀ غذایی برای كودكان است" كه این دستور نیز هنوز، با دستور قرآنی، كمی متناقض به نظر می رسید، تا این كه آخرین تلاشهای بشر برای شكافتن هرچه بیشتر محتویات شیر مادر و شناسایی اجزای آن به نتیجه رسید و كار بدانجا كشید كه سرانجام در سالهای اخیر، علم به این حقیقت اعتراف كند كه : شیر مادر، آن هم تا دو سال، ضروری ترین، اساسی ترین و حیات بخش ترین نیاز كودك به شمار می آید و محرومیت كودك از شیر مادر، او را در معرض طیف بسیار وسیعی از یبماریهای جسمی و روانی، قرار می دهد. و آیات شكوهمند قرآن و فرمایشات معصومین(ع) در این مورد همچنان استوار و درخشان بر جای خود بود. 
با این قیاس، می توان نتیجه گرفت وقتی كه یكی از ساده ترین دستورهای قرآنی، غنایی تا بدین حدّ مثلاً در تأمین سلامت كودكان دارد، دستورات مؤكّد و مكرّر آن (مثل نماز) دیگر تا چه پایه ای مفید و سودمندند.
واقعیّت این است كه سودمندی "نماز جسمی كودكان، بوضوح قابل مشاهده است. از جمله ای كه با پایبندی به نماز در جامعه می توان به راحتی با آن گروه از بیماریهای مادر زادی بسیار شایع در نوزادان كه بر اثر فسادهایی مانند اعتیاد، الكلیسم، بیماریهای مقاربتی و ... بوقوع می پیوندد، وداع نمود.
"كودك آزاری" كه بخش مهّمی از علل بستری و مراجعۀ كودكان به مراكز پزشكی و روانپزشكی را تشكیل می دهد، در پرتو نماز و در جامعۀ نمازگزار، بی معنی به حساب می آید. عفونت های گوناگونی كه در كودكان ایجاد بیماری می كنند توسّط نماز تعدیل می شوند بعنوان مثال به اثبات رسیده است كه بخش مهّمی از مرگ و میر نوزادان در بدو تولّد به دلیل تماس با بدن آلودۀ اطرافیان (از جمله دستهای آنها) است. كه طهارت دائمی ناشی از نماز می تواند یك عامل مهّم پیشگیری از این قبیل مرگها باشد. كه اگر به این قییل مثالها، فواید دیگری ناشی از زندگی یك كودك، در خانواده های مذهبی را اضافه بكنیم، مثلاً به سنّت حسنۀ ختنۀ اطفال، كه خطر عفونت های ادراری را در آنها تا یكصد برابر، كاهش می دهد و یا عادت پیدا كردن به مسواك و... را اضافه نماییم خواهیم دید كه چگونه تعالیم اسلامی، كودكان را در معرض سلامتی جسمانی قرار می دهد. با این كه آموزش وضو به كودكان، كه در واقع نوعی آموزش پاكیزگی و طهارت به آنهاست و از آنجا كه بخش عمده ای از بیماریهای عفونی شایع در اطفال از جمله حصبه (تیفوئید)، فلج اطفال، هپاتیت A و... از طریق مدفوعی - دهانی (Fecal - Oral) انتقال می یابند، می توان با بهره از طهارت ناشی از نماز، از میزان بروز و شیوع این بیماریها به شدّت كم نمود، همانطور كه امروزه در ممالك پیشرفتۀ غربی، آموزش شستن دستها قبل از صرف غذا (كه اتفّاقاً با اوقات نماز، تقریباً مقارنت دارد) از اصول اولیّه ای است كه به اطفال، درمدارس ابتدایی، آموزش داده می شود.
علاوه بر محاسن جسمی بسیار متعدّدی كه از زندگی یك كودك در یك خانوادۀ مؤمن و نمازگزار، برای او حاصل می شود (از جمله این كه مادر با تقوی و مؤمن كودك، با اقتدای به قرآن و سخن معصومین (ع) كودكش را تا دو سال كامل شیر می دهد و این وظیفۀ بی نهایت بزرگ را به بهانه های پوچ و واهی، از جمله اشتغال در بیرون منزل و... رها نمی كند و در نتیجه كودك خود را در مقابل طیف بسیار وسیعی از بیماریهای مرگبار جسمی و روانی و انحرافات و اعتیادات و... در آینده ایمن و واكسینه می كند) . می توان بدین نكتۀ مهّم نیز توجّه نمود كه ملكه شدن عادت حسنۀ نماز، در كودك صرفنظر از عظمتهای عبودی بیشمار آن و صرفاً از دیدگاه پزشكی، به خاطر محاسن بهداشتی و طبّی بیشماری كه بر نماز مترتب است (و ما به قسمت كوچكی از آنها در این مجموعه مقالات اشاره كرده ایم) سبب خواهد شد كه همۀ این محاسن بیشمار درآینده، كودك را همراهی كند و او را در راه ساختن زندگی سالم و موفّق یاری دهد.
نكتۀ سی و دوّم
تأثیر نماز، بر سلامت روانی كودكان
رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء 
سوره مباركۀ ابراهیم - آیه شریفۀ 40
پروردگارا! من و فرزندانم را اقامه كنندگان نماز قرار ده و دعای مرا قبول فرما.
عبارت مشهور "العِلم فی الصّغر، كالنَّقش فی الحَجَر" (دانش در كودكی، مانند نقش پایدار در سنگ است)، امروزه با پیشرفت دانش پزشكی و روانپزشكی و بخصوص با پیدایش "روانكاوی" توجیه كامل علمی پیدا كرده است.
روانشناسی مُدرن، با تداعی از مكتب روانكاوی فروید و نظریات "ژان پیاژه"، "جان باولبی" و بسیاری از دانشمندان دیگر، به ما می گوید كه مهمترین دوران زندگی بشر كه بوجود آورندۀ شخصیّت نهایی او، خواهد بود، دوران كودكی است بر این اساس هر قدمی كه در جهت ایجاد سلامت روانی اطفال برداشته شود، به نوبۀ خود سبب ایجاد جامعه ای سالم و موفّق خواهد شد.
امّا بزرگترین موهبتی كه ممكن است در جهت ایجاد سلامت روانی نصیب یك طفل نورسیده گردد، پای گذاشتن او در خانواده ای مؤمن و نماز گزاراست.
تعالیم آیین حیات بخش اسلام كه حتّی كوچكترین مسائل بشری را بدون پاسخ نگذاشته است، از همان بدو تولّد نوزاد برای او برنامه ها و روشهای متعدّدی دارد، كه عمل به آنها ضامن سعادت و سلامت همیشگی انسان است.
از جملۀ در بُعد سلامت روانی، آیین اسلام به والدین و بخصوص پدر، مؤكّداً حكم كرده است كه مثلاً نام نیك بر بچّه بگذارند  و امروز علمای روانشناسی متفقاً به این نتیجه رسیده اند كه چگونه نام یك كودك در شكل گیری شخصیّت او، تأثیر گذار است و چگونه یك نام بد ممكن است موجبات تحقیر كودك (مثلاً تمسخر او توسط همسالان) و در نتیجه تزلزل شخصیتش گردد و یا هنگامیكه روانكاوی در قرن بیستم، حكایت از حضور تظاهرات نهفته امّا مقتدر جنسی در وجود اطفال می كند، آن گاه مفهوم عمیق آن بخش عظیم از احادیث و روایات معصومین (ع) كه مثلاً از بوسیدن دختران توسّط مرد نامحرم را بعد از 5، 6 سالگی منع كرده اند، یا اجازه نداده اند، كودك برهنه در كنار كسی بخوابد و... روشن می شود. 
در هر صورت كودكی كه در خانوادۀ مؤمن و نمازگزار بدنیا می آید و زمزمۀ حیات بخش "اذان" و "اقامه" در گوش راست و چپش نخستین نغمۀ زندگی او می گردد، كودكی است كه گام در مسیری سعادت بخش گذاشته است.
تغذیۀ كودك تا دو سال بوسیلۀ شیر مادر و بهره مندی كامل او از آغوش پر مهرش، كه یك موهبت اسلامی است به او ایمنی محیّرالعقولی در مقابل بخش عظیمی از بیماریهای روانی می بخشد، مثلاً احتمال اضطراب یا افسردگی كه بر اثر جدایی از پستان مادر به وقوع می پیوندد، بسیار كم می شود، با این كه امروزه روشن شده است، اكثر كسانی كه به دام مهلك اعتیاد گرفتار می آیند كسانی هستند كه در كودكی، از شیر و آغوش مادرانشان محروم بوده اند. 
شیوع اسكیزوفرنی كه خطرناك ترین و مهلك ترین بیماری در روانپزشكی است در بچّه های خانوده های مسلمان و نمازگزار به شدّت كاهش دارد، چرا كه علم امروز ثابت كرده است كه بروز اسكیزوفرنی، ارتباط معنی داری با وجود سیستم زن سالاری در ادارۀ خانواده ها دارد  ، كه مسلماً در خانواده های نمازگزار، با رعایت اصول درخشان قرآنی، از قبیل (الرّجال قَوّامَُونَ علی النَّساء) و رّد صریح و قاطع سیستم شوم "زن سالاری"، قدم بزرگی، در جهت كاهش میزان ابتلا به این اختلال برداشته می شود.
همچنین دربارۀ آثار مثبت متعدد، قانون مؤكّد اسلامی مبنی بر آزاد گذاشتن كامل كودكان تا سن 7 سالگی و پرهیز از تنبیه و ایجاد محدودیت ننمودن برای آنها، می توان تعمّق بسیار نمود.
هرچند كه دربارۀ تأثیر زندگی كودك، در یك خانوادۀ نمازگزار در كاهش میزان ابتلای او به عوارض روانی (كه از آثار غیرمستقیم نماز بر سلامت روانی اطفال است) بسیار می توان سخن گفت و بخصوص به تأثیر نماز دراختلالات روانی مختص اطفال كه بخش قابل توجّهی از كتب روانپزشكی را تشكیل می دهند، اشاره كرد، امّا ازآنجا كه بنا را بر اختصار گذاشته ایم، این بررسی را به فرصت دیگری موكول می كنیم و به همین نكات مختصر كه فهرست وار اشاره نمودیم، بسنده می نماییم.
امّا بُعد دیگر، تأثیری است كه نماز به طور مستقیم بر حالات روانی اطفال دارد و آن بر اثر نماز خواندن خود كودك حاصل می شود.
شروع نماز در سنین كودكی، سبب می شود كه او این صفت حسنه را به صورت یك عادت معمول و سازندۀ در جسم و روان خود، ملكه نماید و جزو برنامه های همیشگی زندگی خود، قرار دهد و در نتیجه از همۀ فواید مترتب بر نماز، دربُعد سلامت روانی (كه به برخی از آنها در این مجموعه مقالات اشاره شده است) در آینده برخوردار گردد.
بعلاوه با شروع نماز در دوران كودكی، مفاهیمی مثل خدا و مذهب و دستوراتی مثل تعالیم اسلامی، چنان در ذهن پذیرنده و شفّاف كودك كه هنوز سنگینی و تیرگی گناهان صفحۀ وجود او را (در واقع ظرفیت های فكری و مغزی او را) آلوده نكرده است، جای می گیرد، كه امكان شكّاكی در این مقولات درآینده و نشخواری های منفی بافانۀ فلسفی، كه سرمنشاء مادّه گرایی ها و دنیا طلبی ها و بسیاری از بیماریهای روحی و روانی است، بسیار كاهش می یابد.
این نكته بخصوص باید مورد توجّه خانواده هایی قرار بگیرد كه با وجود آن كه خود را مسلمان می دانند امّا وقتی كه فرزندشان به سنّ تكلیف رسیده است او را به بهانۀ این كه
"هنوز خیلی كوچك است!" به خواندن نماز تحریك نمی كنند این مسئله كه با كمال تأسّف به خصوص در مورد دختر بچّه ها كه سنّ تكلیف آنها پایین تر است (9 سالگی)، شیوع بیشتری دارد، مسبّب عوارض مخرّب بسیاری در آیندۀ كودك خواهد شد.
در حقیقت پدر و مادرانی كه با دلسوزی ساده اندیشانه، فرزند خود را به برپا داری نماز تحریك نمی كنند، خیانت بزرگی از جهت محروم نمودن كودك خویش از این نعمت بزرگ مرتكب می شوند چرا كه به این ترتیب گویی به آلودگی كودك خویش، به انواع گناهان و انحرافات و بدبختیها و بیماریهای جسمی و روانی، رضایت داده اند و او را به خسارت سنگین در دنیا و آخرت، محكوم نموده اند.
و به همین دلیل است كه آیین مقّدس اسلام و بخصوص ائمه بزرگوار شیعه (ع)، با توصیه های مؤكّد مسلمانان را به آموزش مرحله به مرحلۀ نماز، به كودكان فرا خوانده اند و حتّی با این كه از مجازات ها و تنبیهات بدنی در مورد كودكان، بخصوص قبل از 7 سالگی، منع نموده اند در مورد تحریك به نماز گاهی امر به تنبیه كودكان فرموده اند، در این مورد در حدیثی معتبر از حضرت امام صادق(ع) آمده است كه فرمودند: چون پسر، سه ساله شود، پدرو مادر به او می گوید كه: هفت مرتبه بگو "لا اله الاّ الله" و چون سه سال و هفت ماه و بیست روز، از عمرش بگذرد، به او می گویند كه هفت مرتبه بگوید: "محمّد رسول الله"، پس چهار سالش تمام شود به او می گویند كه هفت مرتبه بگوید: صلّی الله علی محمد و آله" پس چون پنج سالش تمام شود او را وامی دارند، كه خدا را سجده كند.
امّا چون شش سالش تمام شود، نماز به یادش می دهند و به نمازش می دارند و چون هفت ساشل تما شد، وضو را به او یاد می دهند و امر به نماز می كنند او را و چون نه سال تمام شود  و وضو و نماز را بخوبی به او می آموزند و بر ترك وضو و نماز كتك بزنند. پس چون كودك وضو و نماز را یاد گرفت، خداوند پدر و مادرش را خواهد آمرزید.
مفاهیم عمیق این حدیث از جمله این كه اقامۀ نماز پس از اقرار به توحید و نبّوت ( كه اساسی ترین اصول اعتقادی اسلام هستند) قرار گرفته و این كه عمل به این حدیث ضامن آمرزش پدر و مادر تلقّی شده است، باید به دقّت مورد توجه خانواده ها قرار بگیرد.

اخبار مرتبط

دیدگاه کاربران

نتیجه ای یافت نشد.

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی، جهت ثبت نظر به سایت واردشوید